جوک
هی من به این فرزان می گم جوک بی ادبی نذاریم ![]()
به گوشش که نمی ره ![]()
![]()
حالا ما رو شرمنده کردی خوب شد آقا فرزان؟![]()
![]()
دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و
عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش ميپرسه: تيپ زدي، با كسي قرار داري؟! دومي ميگه: نه ولك, با
گوز بعدي پرواز دارم!!!
...........................................................................
از قزوينيه مي پرسن, تو از كدوم ترانه هايده بيشتر خوشت مي اد. قزوينيه ميگه اون ترانه كه ميگه : (( كبوتر بچه كرده ,
كاش بوديو مي ديدي .......))
......................................................................................
يه نفر زنگ ميزنه ??? ميگه آقا كمك ،توروخدا كمك .
چي شده خانم ، چه اتفاقي واستون افتاده
آقا يه گربه اومده خونمون .
خوب گربه كه ترس نداره خانوم
آخه من طوطيم
..................................................................................................
يه روز تركه ميره ميدون وليعصر ميبينه يارو داره
ميگه سي دي ابي ، سي دي ابي
تركه ميره جلو ميگه : اوي اد ، سي دي ابي كه نه
اي بي سي دي
.......................................................................................................
يه روز پدر و مادر يه جانباز رفتن براش خواستگاري . شروع به صحبت كردند .
باباي عروس گفت : ببخشيد پسر شما پا كه داره . گفتن نه . گفت : يه دونه
هم نداره . گفتن نه . گفت دست كه داره. گفتن نه . گفت يه دونه هم نداره .
گفتن نه . گفت : پس بفرمائيد كلمن ديگه ... (kolman)
..............................................................................................................................................
يه روز يه تركه سوار يه فولكس بود . پشت يه چراغ قرمز
زد تو كون يه زانتيا . راننده زانتيا اومد پائين . يه نگاه به سپر كرد
يه نگاه به يارو ، بعد رفت سوار ماشين شد . چهارراه بعدي زانتيا
ايستاده بود . دوباره يارو اومد زارت گذاشت تو كونش . يارو برگشت
پشت سرش و نگاه كرد .
تركه سرش و آورد بيرون داد زد : برو آقا ، من بودم !!!!!!
........................................................................................
يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند .
يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست
اصفهانيه اول نشست و گفت :
ما اصفهانيا آدماي مهمون نواز و دست و دل بازي هستيم
يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد
نوبت رشتيه شد :
ما رشتيا آدمهايي هستيم با مرام ، غيور و با غيرت
يه دفه دستگاه گردنش رو زد
تركه نشست :
ما تركا آدمايي هستيم.
دستگاه گردنش رو زد ...
..................................................................
اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه
يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور
جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن
دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم
دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟!
مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفهتره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و
عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو
ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقهاي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده،
ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالتچي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم
ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك
يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!
...............................................................................................................................................................................
تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي
مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد
ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!
........................................................................................................................
تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!
...................................
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!
..................................................................................................................
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
.............................................................................
تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!
.....................................................................
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو
تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از
رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
...................................................................................................................................................................................
به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
..................................................................
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون
داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
...................................................
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟
تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!!
...........................................................
از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!!!
.......................................................................................
تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه:
براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!
.................................................................................................................................
تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون
چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره!! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟
تركه ميگه: اكبرِ انچهره!!!
.............................................
تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا
خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
...............................................................................................................
رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم!!!
.......................................................
لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول
ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت
ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو
خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق
باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه
مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!
......................................................................................
تركه تو اتوبوس ايستاده بود يه دفه بي اختيار يه دونه ول ميده. ملت ميزنن زير خنده. تركه مي گه اگه ميدونستم اينقدر خوشتون
مي آد مي ريدم.
...........................................................
قزوينيها به ناف ميگن سوراخ بي مصرف
...................................................
به يه قزويني ميگن از چه بازيكني خوشت مياد ميگه "اوليوركان"
.................................................
قسمت ورودي قزوين نوشته بودن خوش آمديد
قسمت خروجي نوشته بودن خوشتون اومد
................................................................................................
يه قزويني كه راننده كاميون بوده سر راه يه پسر رو سوار ميكنه.
تو راه راننده سيب تعارف ميكنه...پسره ميگه نمي خورم.
بعد راننده سيگار تعارف ميكنه.....پسره ميگه نميكشم.
راننده شاكي ميشه ميگه ببين از الآن نمي خورم و نمي كشم و نميدم نداريما!!!!!!
.............................................................................................
يه روز يه قزويني سوار اتوبوس ميشه بعد از چند لحظه يكدفعه يه خانومه ميزنه تو گوش قزوينيه .... چند لحظه بعد دوباره
همون خانوم ميزنه تو گوش همون قزويني.
بعد كه خانومه پياده ميشه از قزويني ميپرسن چرا اون خانوم زد تو گوشت.
ميگه ديدم مانتوش لاي چاك كونش گير كرده بود كشيدمش بيرون كه يه چك زد تو گوشم.
ديدم از اين كار ناراحت شد دوباره مانتوشو گذاشتم لاي كونش كه دوباره زد تو گوشم.
.......................................................................................
تهرونيه ميره خونه رفيقش، بعد يك نيم ساعت ميخواسته پاشه بره، رفيقش بهش ميگه: كجا آقا رضا؟! بابا حالا كه ظهره، بشين
يك ناهار بزن، بعد ناهار برو. خلاصه نهار رو با هم ميخورن، بعد آقا رضا پا ميشه بره، رفيقش ميگه: بابا رضا جون، با معدة
پر كجا ميري؟! يك چرت بزن، بعد برو. آقا رضا هم كه يوخده پلكاش سنگين بوده، دراز ميشه و يك چرت خوبي ميزنه، بعد پا
ميشه بره كه رفيقش ميگه: رضا جون بشين يك دست تخته بزنيم، بعد برو. يك دست تخته ميزنن، و از قضا آقا رضاي جُكِ
ما(!) ميبازه و خلاصه كار به كل ميكشه و يك دست ديگه بازي ميكنند و بعد يك دست ديگه تا هوا تاريك ميشه. آقا رضا ديگه
بلند ميشه كه بره، كه رفيقش ميگه: جون رضا راه نداره شب شام نخورده از خونة من بري. خلاصه بساط شام رو پهن ميكنند و
همراه شام دو تا گيلاس عرق هم ميزنند و بعد-به طبيعت عرق- دو سه تا گيلاس ديگه. بعد آقا رضا پا ميشه كه ديـگـه بره خونه،
كه رفيقش ميگه: بابا رضا جون، نصفه شبي با كلة گرم كجا ميري؟ شب رو بمون، فردا صبح برو. خلاصه ميخوابن، آقا رضا
صبح پا ميشه شال و كلاه ميكنه كه بره، رفيقش ميگه: رضا جون، صبر كن يك صبحونه بزنيم با هم... آقا رضا ميگه: نه ديگه
قربون تو.. خانوم بچهها تو ماشين منتظرن!!!
..........................................................................................................................
(شرمنده اگه تكراريه) يارو خانوم معلمه داشته سر كلاس درس ميداده، يهو خودكارش ميافته زمين، اينم خم ميشه برش ميداره.
بعد يك چند دقيقه يك پسره پا ميشه، با خجالت ميگه: اجازه خانوم، ما ساق پاتون رو ديديم! معلمه شاكي ميشه، پسره رو يك روز
از كلاس اخراج ميكنه. بعد يك چند دقيقه، يك پسره ديگه پا ميشه، با خجالت ميگه: اجازه خانوم، ما زانوتون رو هم ديديم! خانوم
معلمه شاكيتر ميشه، اين يكي رو يك هفته از كلاس محروم ميكنه. بعد يك چند دقيقه يك پسره كلهشو ميندازه پايين، شروع ميكنه
از كلاس بيرون رفتن. معلمه داد ميزنه: كجا داري ميري حسن؟! حسن ميگه: خانوم اجازه.. اونجايي كه ما ديديم، بايد ترك
تحصيل كنيم!!!
.....................................................
نقطهه ميره قزوين، صفر ميشه!! ..
............................................................................................
جاهله ميره لباسفروشي، ميگه: حاجي يك جفت جوراب به ما بده. فرشندهه ميپرسه: مردونه؟ جاهله ميگه: به جون حاجي..
خداوكيلي!!
- از تركه ميپرسن: بزرگترين ريسكي كه تو زندگيت كردي چي بوده؟ ميگه: ايلده يك بار اسهال داشتم، گوزيدم!! .
..............................................
قلكه سگ مست ميكنه، ميگه من بانكم!!
.................................................
تركه يك قلاده بسته بوده گردن يك تمساحِ لندهور، داشته واسه خودش تو خيابون راه ميرفته. يارو افسره مياد جلوشو ميگيره،
ميگه: مردك اين چيه با خودت راه انداختي تو خيابون؟! اينو بايد ببري باغ وحش. تركه ميگه: والله جناب سروان، ديروز برده
بودمش باغوحش، امروز بهش قول دادم ببرمش سينما!!
.......................................................
تركه تو خواب از يكي ناجور كتك ميخوره... فردا شب با بچه محلاش ميخوابه!!
.............................................................
تركها به قزوينيها ميگن پيكان جوانان (پي كان جوانان)
به تركه ميگن 3 تا حيوون بگو با خ شروع بشه ؟
ميگه : خر , خودم , خواهرم
.............................................................................
.يه تركه تو اتوبوس ميگوزه همه ميخندن تركه خوشحال ميشه ميگه اگه ميدونستم انقدر هال ميكنيد براتون ميريدم
......................................................................................................
.به تركه ميگن كدوم پيامبر بود كه يه گله حيوون رو با خودش برد تو كشتي؟
تركه يه ذره فكر ميكنه ميگه حضرت يوگي و دوستان
.......................................................
. تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده
...................................................
دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!
....................................................
قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده! .
.............................................................
تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو
نشنيدي؟! تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!
.............................................................................................
بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش افاف هم گذاشتي؟!
..................................................................................................................
تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه
راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!
.....................................................................................
از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان!
.........................................................................................
. تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا
برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!
...................................................................................
. تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره.
شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه خوارشونو سرويس كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين
واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من
زدم؟!!
...................................................................................
. سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو!
خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي
بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو
خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله
من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
...................................................................................................
.تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
....................................................................................................
. يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه تركه و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه
صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه:
عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره
با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه.
پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم! تركه هم با خودش ميگه:
چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!!!
..........................................................................................
. از يه تركه ميپرسن ساعت داري؟
ميگه ساعت چيه ادم بايد غيرت داشته باشه
...........................................................................................
. تركه رو سمباده ميزنن ميبينن لره!
.......................................................
.يه روز يه تركه مي ره تو طويله مي گه: آخيييييييش هيچ جا خونه خود آدم نمي شه
..................................
. تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه ..
....................................................
. دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع مي
كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نمي تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي كنند،
ساندويچاشونو باهم عوض مي كنند!!
................................................................................................
.تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار
دقيقه!!!
.............................................................................
.تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار
من بند كفشم رو ببندم!!!
.........................................................................................................
. يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه ها
در رين صاحابش اومد!!!
.......................................................................
. تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!!!
..............................................................................
.تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!!!
....................................................................................................................
. يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه تركه و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم! تركه هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!!!
....................................................................
. تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه
.................................................................................
. به تركه ميگن كدوم پيامبر بود كه يه گله حيوون رو با خودش برد تو كشتي؟
تركه يه ذره فكر ميكنه ميگه حضرت يوگي و دوستان
..................................................................
تركه رفته بوده استخدام بشه ازش ميپرسند با پاي چپ وارد توالت ميشي يا راست؟
ميگه شما منو استخدام كنين با كله وارد ميشم
..............................................................
.تركه با دوست دخترش ميره رستوران تركه به دختره ميگه عزيزم
به چي فكر ميكني؟ دختره ميگه عزيزم به همون چيزي كه تو فكر مي كني!!!
تركه مي گه ااااااااه تو هم ميخواي منو بكني؟؟؟؟؟؟؟
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
.در خبرها آمده كه در اردبيل به مناسبت 22 بهمن به وسيله يك فروند هلي كو پتر
اين شهر را گلباران كردند و1000 نفركشته داده است
پرسيدند چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
گفتند: كه گلها را با گلدون انداخته اند
..................................................................
.به يكي ميگن آقا شما تركي؟
ميگه چيه؟ ميخواي جمله بسازم؟
.......................................................................................................................
.يه شب يه تركه جير جيرك پيدا ميكنه تاصبح روغن كاريش ميكنه
.........................................................................
.به يه تركه ميگند خيلي خري ميگه ما بيشتر
.................................................................
رفيق تركه ميبينتش ميگه چرا لباس سياه پوشيدي ميگه آخه بابام مرده ميگه پس چرا انقدر كثيف وخاكيه وپاره پورس زشته جلو مردم ميگه اخه موقع دفن مقاومت ميكرد
.......................................................................
. تركه باباش تو دستشوئي ميميره
بد هر روز ميرفته اونجا گريه ميكنه ... بهش ميگن چرا ميائي اينجا گريه ميكني
ميگه آخه اينجا بوي بابامو ميده..........
..................................................................................................
. تركه باباش مي ميره مي گه آآخ جوووووووونتريپ مشكي
...............................................................................
. تركه مهم ميشه زير خط ميكشند، تو امتحان مياد !!
................................................................................
. يه روز از يه تركه كه خونه ش كنار دامداري بود مي پرسن: اين صداي گوسفندا روي حرف زدن و لهجه ي شما تاثير نذاشته؟
ميگه: نــــــــــــــــــــــــــع نــــــــــــــــــــــــع
.......................................................................
. تركه مي خواسته بميره بچه هاش رو جمع ميكنه. يكي يه دونه چوب كبريت ميده، ميگه بشكونيد. اونام ميشكوننش. يه شاخه نازك درخت بهشون ميدهميگه بشكونيد. اونام باز ميشكوننش.يه دسته بيل به هركدوم ميده باز ميشكونن،7 تا دسته بل ميده باز ميشكونن. بعد بهشون ميگه: حيف كه خريد وگرنه مي خواسم يه نصيحتتون كنم. .
................................................................................
. دوستاي بسيجيه هر كار ميكردن هيچ كدوم نميتونستن خبر شهيد شدن رفيقشونو واسه خانوادش ببرن!
خلاصه تركه ميگه من ميزم!
ميره و زنگ در خونه هرو ميزنه ميگه ..منزل شهيد حاج محسن؟
.........................................................................
. تركه رفته بود لس آنجلس ورانندخ تاكسي شده بود.يه روز جلوي يكي ار استوديو هاي فيلم برداري مرديو سوار كرد .كه عجيب به نظرش آشنا ميومد خلاصه از يارو پرسيد ببخشين اسمتون چيه؟يارو هم خودشو گرفت و گفت باند،جيمز باند.اسم شما چيه ؟تركه هم سرو گردني اومد و گفت :فر،غضنفر!!!!
...........................................
. به تركه ميگن: با حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!!!
..................................................................................................
. تركه ميخوره زمين، ...هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!
.................................................................................
. به تركه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ كن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد كلش ميخوره به كف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست كنم!!
..............................................................................................................
. به تركه ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!!!
.....................................................................................
. تركه داشته از جلوي گاو داري رد ميشده يكي از گاوا ميگه ماااااا.... تركه بر ميگرده ميگه ما بيشتر
.............................................................................
. به تركه يه اتوبوس ميدن ميگن برو پاركش كن ميره صندلياشو در مياره درخت ميكاره
................................................................
. تركه ميره مكه وقتي برميگرده بهش ميگن چه خبر!!!!!!!
ميگه هيچي طبق معمول خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودن
.............................................................................................................
.لره. داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه
..........................................................................................
. يه بار از يه تركه سوال ميكنند كجا داري ميري؟ميگه دارم بر ميگردم
..............................................................................
.يگان ويژه دنبال ارمنيه ميكنه، ارمنيه پاپيون ميكنه، هي بدو اينور - بدو اونور، آخر ميره ميشينه رو يك تيكه تاپاله گاو. بعد يك مدت، افسره ميرسه بهش، ميپرسه: مردك داري اينجا چه غلطي ميكني؟! ارمنيه ميگه: جناب سروان دارم ميرينم! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: اين كه تاپاله گاوه! ارمنيه شاكي ميشه، ميگه: مگه تو گذاشتي مثل آدم برينم؟!!
........................................................................................
. به ترك ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!
................................................................
. يه روز يه تركه ميره تو اتوبوس يكم ميله هاي اتوبوس رو نگاه ميكنه ميگه جلل خالق
اينجا هم لوله كشي گاز شده
........................................................................
. به تركه ميگن شيري يا روباه
ميگه مگه خر چشه
.................................................................
. به تركه ميگن شما بچه تهرونيد
ميگه اختيار داري چشمات قشنگ ميبينه
..................................................................................
. دوتا ترك تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم
.....................................................................................
.تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
..................................................................
. تركه ميره استخر ، از استخر بيرونش مي كنن ... ازش مي پرسن چرا بيرونت كردن ؟؟
: آخه رفتم استخر شاشيدم !!
- خوب ... ما هم ميريم استخر گاهي مي شاشيم
: آخه من از رو دايو شاشيدم
.............................................................................
. لره ليسانس ميگيره ترك ميشه!!
....................................................................................................
. يه تركه پنكه سقفي شو باز ميكنه ميبره براي كمك به بم
.............................................
. يه گزارشگر داشته از صحنه هاي كمك مردم به زلزله زده ها گزارش ميگرفته كه يه نفر رو ميبينه كه به شدت مشغول كندن خاك و زير و رو كردن آواره.ازش ميپرسه آقا شما دارين چكار ميكنين.طرف با لهجه شيرين آذري !!!! جواب ميده:من خودم شخصا به تنهايي تا الان 200 نفر رو از زير آوار در آوردم!گزارشگر ميره ميبينه هر چي بقيه خاك كردن آقا دوباره درمياره!!
..........................................................................................................................
. بچه تركه ميره پيش باباش با ناراحتي ميگه: بابا چرا به ما ميگن ترك خر؟
تركه ميگه اگه واقعا" ميخواي بدوني بدو برو يه قابلمه بيار! بچهه ميره يه قابلمه مياره ميده به باباهه! باباهه قابلمه رو ميگيره چند تا ميزنه پشت قابلمه! بچهه كه صدا رو ميشنوه ميگه: بابا دارن در ميزنن! تركه ميگه خري ديگه! فهميدي چرا به ما ميگن ترك خر!.... ناراحت نشو بابا! حالا بيا اين قابلمه رو بزار سر جاش در رو هم باز كن ببين كيه بود در زد!!!!!!!
........................................................................................................
. يه بار يه گوزه دست يه چسه رو گرفته بوده داشته ميرفته
از گوزه ميپرسن چسه رو كجا ميبري
مي گه ميبرمش گفتار درماني
...........................................................
. يه تركه تو اتوبوس ميگوزه همه ميخندن تركه خوشحال ميشه ميگه اگه ميدونستم انقدر هال ميكنيد براتون ميريدم
.......................................................
. به تركه ميگن اگه كل دنيا رو بهت بدن چيكار ميكني؟ ميگه ميفروشم ميرم خارج
. ...............................................
. يه روز يه تركه بي هوا ميره توي اتاق خفه ميشه ميميره
.......................................................
. يه تركه ريده بوده تو خودش به همين دليل گشاد گشاد راه ميرفت
گفتن چرا اينجوري راه ميري .گفت بابا رودست خوردم اومدم بگوزم ريدم تو خودم
......................................................................................................................
.به يه تركه اي مي گن شما به تمساح چي ميگيد ميگه ما گلت بكنيم به تيمساح سيزي
بگيم ...
............................................................
. تركه ميره تو توالت ميشينه اروق ميزنه
ميگه اه دوباره اشتباه نشستم
........................................................
. تركه ميره تو مغازه ميگه اقا اين تلويزيون چنده
يارو ميگه اقا شما تركين
ميگه از كجا فه ميدين
ميگه اخه اين اكواريومه
.............................................................................
. يه تركه ميميره روحش لا پنكه سقفي گير ميكنه
. تركه ميره مهتابي بخره اسمشو بلد نبوده
ميگه اقا يه متر لامپ بدين
.................................................
. به تركه ميگن دو دو تا چن تا ميشه ميگه پنج تا
ميگن بابا چار تا ميشه
يه كم فك ميكنه ميگه من از يه راه ديگه حل كردم
...................................................................
. تركه رو كمر بندش پلا كارد نصب ميكنه
به زودي در اين مكان موبايل نصب خاهد شد
...................................................................................................
. تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي خواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!!!
..............................................
. تركه رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است!!!
......................................................................
. تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش ميسوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كمكم داري فرار ميكنيها!!!
..........................................................................................
. تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
.................................................................................................
. به تركه ميگن با ستيز جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!
.......................................................
. به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!!!
.........................................................................
. تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!
..................................................................
. به تركه ميگن با لوبيا جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!
..................................................................
. آبادانيه بعد از زلزله بم به رفيقش ميگه: ولك حال كردي ويبره موبالم چه كرد؟!!
................................................
. مردم خونگرم تبريز يك كاميون خطكش فرستادن بم...
تا عمق فاجعه رو اندازهگيري كنن!!
.............................................................
.مردم اردبيل واسه همدردي با زلزلهزدگان بم،
ميزنن خونههاشون رو خراب ميكنند!!
............................................................................
. تركها براي همدردي با مردم بم 1 هفته موبايلهاشون رو گذاشتن رو ويبره
...................................................................
اي كه از كوچه معشوقه من ميگذري.............
خب منم از كوچه معشوقه تو ميگذرم............
...................................................................
.از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!
.......................................................................
. يه روز يه يارو ميره كتابخونه ميگه ببخشيد كتاب ترك دانا رو داريد
مسوول كتابخونه ميگه ببخشيد ما از اين كتاباي تخمي تخيلي نداريم
............................................................
. تركه داشته ميرفته ماشين بخره، زنش ازش مي پرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. تركه ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ميگه: ايشالله منم!!!
......................................................
. به تركه ميگن خر بهتره يا گاو ميگه : گاو. ميگن چرا ؟ ميگه :آخه آدم خوب نيست از خودش تعريف كنه!
