تبليغاتX
افسانه ی شب

افسانه ی شب

دلتنگ

دلتنگ

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد

و هر دانه ی برفی به اشکی نا ریخته می ماند

سکوت سر شار از سخنان ناگفته است

از حرکات نا کرده          اعتراف به عشقهای نهان

و شگفتی های بر زبان نامده .

در این سکوت حقیقتی نهفته است

حقیقت تو ....و من....

ا. شاملو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 8:57 PM  توسط ک.ز  |